حکایتِ هزار و یک‌شب

حکایتِ هزار و یک‌شب

هزار و یک شب، هزار و یک قصّه بشنوید:

در کانالِ «شهرزادِ قصه‌گو»👇🏻

T.me/ShahrzadeQessegoo

سایت:
www.ShahrzadeQessegoo.ir

پیوندها

۱۴۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهرزاد» ثبت شده است

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! ملک نعمان با کنیزکان گفت: هر یک از شما چیزی از معلومات خود بیان سازید و یکی از آن پنج کنیز پیش آمده زمین بوسه داد و گفت: ای ملک! بدان که خداوند ادب را سزاوار این است که فرایض به جای آورد و از گناهان دوری کند و بنیان ادب، اخلاق نیکوست و بدان که بزرگترین اسباب معیشت، زندگی است و زندگی از برای ستایش پروردگار است. پس...

 ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۳
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


با دقت در حکایت‌ها و داستان‌های هزار و یک‌شب می‌بینیم که تصویر بد و منفی از زنان ارائه شده است و زن که مظهر آرمانی عشق و موجودی دوست داشتنی و ستودنی است، از جایگاه خود فرو می‌افتد و مظهر شرّ می‌شود تا جائی که برای نیل به اهدافش به مکر و حیله متوسل می‌شود. هزار و یک‌شب کتابی است ترکیب شده از آداب و رسوم و فرهنگ‌های ملل مختلف. این کتاب بهترین یادگاری است از مسائل و نکات تاریخی، اجتماعی، ادبی و اخلاقی و فرهنگ ملل قدیم مشرق زمین هم چون هندوستان، ایران، عرب، ترک و ... بنابراین ریشه و عوامل زن ستیزی در این اثر را باید در فرهنگ و آداب و رسوم ملل مشرق زمین جست. بنا به شواهد و مستندات موجود، هزار و یک‌شب کتابی است با اصل و ریشۀ هندی که بعدها به زبان پهلوی ترجمه شده و وارد ایران شد و سپس به دست اعراب افتاد.بنابراین هزار و یک‌شب تألیف یک تن و یک قوم و ملت نیست؛ این کتاب طی قرن‌های متوالی در تمام عالم گردش کرده، بسیار عجایب و نوادر دیده و از آن توشه‌ها اندوخته و هر قوم و قبیله‌ای به تناسب آداب و رسوم و فرهنگ خویش چیزی به آن افزوده‌اند تا اینکه به این کمال رسیده است.

عوامل فرهنگی و عقیدتی: برای پیگیری ریشه‌های زن‌ستیزی در تفکر این جوامع و ملت‌ها، باید نگرش دینی و فلسفی آن‌ها مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد و بررسی نگرش دینی و مذهبی نخستین گام است. بهطور کلی هزار و یک‌شب تحت تأثیر آیین و اعتقادات هندی، ایرانی، عربی (اسلام) و آیین یهود است.

  • ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۲
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! چون حاجب آگاه شد که ضوءالمکان به جای پدرش به سلطنت می نشیند پس حاجب به وزیر دندان گفت: قصۀ عجیبی است و بدان ای وزیر، که خدای تعالی راحتی شما را خواسته و چنان شده است که آرزو داشتید. چون که خداوند ضوءالمکان را به شما برگردانیده و او و خواهرش نزهت الزمان به همراهی من به خدمت پدر می شتافتند. چون وزیر دندان این بشنید...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

 

  • ۲۱ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۴
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


بررسی علت های بدبینی نسبت به زن: در میان رایج ترین اسطوره های مربوط به شبکه اساطیری زنان، اسطوره ای است که زن را کهتر از مرد و او را، آفریده ای شرور می شمرد. در میان بسیاری از اقوام جهان و در روایات یهودی، مسیحی و بسیاری از روایات اعصار کهن، شر به واسطه زن وارد جهان شده است. این باورها و عقاید مربوط به زن، صدها سال ریشه دارد و چه در غرب و چه در شرق، همواره افسانه هایی بین مردم رواج داشت که براساس آن ها زیبا رویان فتنه گری هم چون حوّا، نانا، پاندورا و ... در دنیای مردان آشوب به پا کرده و نظام ثابت آن را دستخوش تغییر و تحول کرده اند.

به طور کلی زنان شامل دو زیر گروه اصلی می شوند: زن خوب و نیک سرشت، زن بد ذات و پلید و زن تنها از دو بعد برخوردار است؛ یا مطیع مرد است و یا همطراز با اوست. در واقع همواره از طریق مرد است که عیار زن محک زده می شود و آرمان زن دست یافتن به امتیازات مرد دانسته شده است نه چیزی بیشتر از آن. در روایات دینی و جادویی، مرد را عمدتاً آفریده خدا و در ردیف آفریدگان نیک، مثبت، کنش مند و زن را آفریده شیطان، شرور، منفی و ایستا قرار می دهند. اما این باور چگونه شکل گرفت، چگونه ترس و تحقیر در تصور زن نهاده شده است؟ در حالی که نخستین عشق یک کودک عشق به مادر است و نیز مردان و زنان عاشق یکدیگر می شوند و مهم تر آن که کهن ترین تجلی پر آوازه ایزد به گونه زن است.

  • ۲۱ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۳
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! تون‌تاب بترسید و گونه‌اش زرد شد و به آواز بلند گفت که: قدر نیکویی‌های من ندانست و گمان دارم که مرا با گناه خویش شریک کرده. ناگاه خادم بانگ بر وی زد که: ای دروغگو! تو گفتی که من شعر نخوانده‌ام و خواننده را نشناسم! مگر خوانندۀ اشعار رفیق تو نبود؟ تون‌تاب چون خشم خادم را بدید هراسان گشت و با خود گفت: به بلایی که همی ترسیدم بیفتادم...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۰
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


 دستۀ دیگری از زنان هزار و یک‌شب، زنان زیرک و خیانت‌پیشه هستند که با مکر و حیله شوهر خود را خام می‌کنند و به او خیانت می‌ورزند. نمونۀ این زنان، زنان ملک شهرباز و برادرش شاه زمان است که در غیبت همسرانشان، به آن‌ها خیانت می‌کنند. در حکایتِ «زن زیبا و طوطی» وحکایتِ «عزیز و غریزه» زن با حیله گری و نیرنگ، شوهرش را فریب داده و به او خیانت می کند. این زنان با این خویش‌کاری، نمودار زنان شوم و پلید و نمایندۀ دختر اهریمن، در اساطیر کهن هستند. این گونه زنان ابعاد روانی پیچیده ای  دارند که از دیدگاه روان شناسی قابل بررسی است. از دیدگاه فروید که افسانه ها را برآمده از وضعیت روانی و عقده های درونی انسان های کهن می دانست، تک تک شخصیت های ساده قابل بررسی و تفکر هستند. به طور کلی زنان در هزار و یک شب، با صفات شهوت رانی، حیله گری و خیانت توصیف شده اند که بخاطر بی وفایی، سست عهدی و ناقص العقلی قابلیّت مشاوره و رازداری را ندارند.

  • ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۱۹
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! نزهت‌الزمان گفت: خدای تعالی تو را به او برساند. پس از آن نزهت‌الزمان با خادم گفت: با او بگو که بیتی چند در شکایت جدایی بخواند. خادم بدان سان که خاتون گفته بود با ضوءالمکان بگفت.

چون نزهت‌الزمان ابیات بشنید، دامن خیمه بالا کرده به ضوءالمکان نظر انداخت و او را بشناخت. فریاد زد و نام ضوءالمکان به زبان راند. ضوءالمکان نیز بدو نگاه کرده بشناخت. فریاد زد و نام نزهت‌الزمان به زبان راند....

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۴
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


 شهرزادِ راه‌دان به تعبیری نماد حکمت دانای مزدایی است و چاره‌جویی عرصۀ خون‌باری است که از سوی پادشاهی بیمار و خون‌خوار ایجاد شده است. او چارۀ آزِ شهوت و خشم شهریار را، بیان حکایت‌ها و داستان‌ها و سحر و جادوی کلام می‌داند. روان‌شناسان معتقدند که قصه اثر درمانی دارد و یکی از شگردهای پزشکی کهن هندوستان، شگرد قصه‌گویی جهت درمان اختلالات روانی بیماران است؛ شگردی که توسط شهرزاد نیز اعمال می‌شود تا پادشاه، سلامتش را بازیابد. قدرت و توانایی شهرزاد را می‌توان با استر، قهرمان زن تورات مقایسه کرد؛ زیرا شهرزاد همانند استر که همۀ قومش را نجات می‌دهد، دختران بی‌گناه سرزمینش را از تیغ جلاد می‌رهاند. زیرا او معتقد است که همۀ زنان را به یک چوب نباید راند و یقین دارد که مکر و حیله‌گری زنان، گاه برای جبران جور و ستمی است که بر وی روا داشته‌اند و گاهی همچون مکر و نیرنگ‌بازی شهرزاد، هدفی والا و انسانی در پی دارد. بسیاری از داستان‌ها و حکایت‌ها در ظاهر به بزهکاری و حیلۀ زنان دلالت می‌کند اما برای خوانندۀ امروزی، پیچیدگی‌ها و سوال‌هایی را باز می‌نمایاند؛ علت خیانتکاری زن چیست؟ و مکر و حیلۀ او واکنشی در مقابل کدام رفتار است؟

نمونه‌های این زنان پرهیزگار و کاردان را در هزارویک شب در حکایت‌های «زن صدقه دهنده»، حکایتِ «عبدالله فاضل» و حکایتِ «شاه و زن وزیر او» می‌بینیم. هم چون نمونه هایی از دختران و زنان زیرک و دانا را در حکایت‌های «هارون الرشید و سه دختر شاعر» و «انوشیروان و دختر دهاتی» می توان دید که همگی دانایی و زیرکی و کاردانی زنان و دختران است.

دستۀ دیگری از زنان هزار و یک‌شب، عجوزها هستند؛ پیرزنهایی که گاهی پست و پلید و گاهی مهربانند. عجوزها در بسیاری از داستان‌ها واسطه‌ای هستند برای رساندن عاشق و معشوق به هم و حیله‌گری و ترفند این پیرزن‌ها برای وصال عاشقان است مانند حکایت «اردشیر و حیات‌النفوس». در واقع اینان دلّالان محبت هستند که «گویی می‌خواهند سترونی خود را با عشق‌ورزی اربابشان جبران کنند.» در این داستان عجوزی که دایۀ حیات‌النفوس است، با استفاده از تجربیات خود او را به عشق اردشیر ترغیب می‌کند. دستۀ دیگری از عجوزها بد ذات و پلیدند و هیچ وجه مثبتی در شخصیت آن‌ها دیده نمی‌شود که موجب فریب خوردن زنان ساده و پاکدامن می‌شوند مانند حکایت «دختر تازیانه خورده»که در آن عجوزی که دایۀ خانۀ امین است، دختر ثروتمندی را به خانۀ امین برده و او را به عقد امین در می‌آورد و در ادامه همین پیرزن دختر را ترغیب می‌کند تا به همسرش خیانت کند و این چنین موجب جدایی آن دو از هم می‌شود. نمونۀ دیگر، دلیله محتاله است که نمونه کامل یک عجوزه حیله‌گر است که در دو داستان «احمد دنف و حسن شومان» و «دلیله محتاله و علی زیبق» دیده می‌شود.

  • ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۳
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! خادم با ضوءالمکان گفت: یا سیدی! امشب سه بار به سوی تو آمده‌ام و خاتون تو را به نزد خود می‌خواند. ضوءالمکان گفت: خاتون کیست و رتبت او چیست که مرا نزد خود می‌خواند؟ نفرین خدا بر او و شوهر او باد ...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۱۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۹
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


 هزار ویک شب مجموعه ای است از انواع و اقسام زنان گوناگون. بر خلاف تصور عامه که این کتاب حکایت هایی است درباره زنان حیله گر و نیرنگ باز، هم چنین این کتاب را زنانی در بر گرفته اند که از هوش و پاکدامنی و کاردانی بهره دارند که بهترین نمونه آن شهرزاد است که در وصفش گفته اند: «شهرزاد دختر مهین، دانا و پیش بین و از احوال شعرا و ادبا و ظرفا و ملوک پیشین آگاه بود.» بنابراین شهرزاد سردمدار مجموعه زنان با درایت و هوشیاری است که از چنان هوشی برخوردار است که حتی مردان را درس می دهد و به راه درست فرا می خواند. شهرزاد دختری عاقل و با تدبیر است و خوب می داند که برای مطیع کردن شهریار از چه حربه ای استفاده کند. ظرافت فکر، قدرت اندیشه، وسعت دانش و فصاحت کلام از او موجودی برگزیده و یگانه ساخته است که موجب بیداری و معرفت شهریار می شود. شهریار که شاهد خیانت و بی وفایی همسرش بوده است، بر زنان خشم می گیرد و بر این باور است که همه زنان حیله گر و مکارند و هیچ زنی شایسته دوست داشتن نیست بلکه تنها برای کامرانی و لذت جویی مرد خلق شده است که چون نباید مجالی برای خیانت داشته باشد، پس بهتر است کشته شود. در واقع شهریار بخاطر شناخت و آگاهی کم و محدودش از واقعیات، این گونه رفتار می کند. شهرزاد با گذشت و فداکاری خود بلاگردان می شود و برای نجات جان خود و خواهرانش دل به دریا می زند و با خطر مرگ پنجه می افکند. شهرزاد می خواهد از راه دانایی و مهربانی بذر آدمیّت و صفات نیک انسانی را در شوره زار ضمیر جهنمی شهریار برویاند تا او را با دنیای روشن جان و روان و عوالم یزدانی آگاهی و معرفت آشنا سازد و او را از مقام پست دیو به مقام رفیع انسانیّت برساند. شهرزاد مکمّل شهریار است و آرزوی کمال جوئیش را برآورده می سازد. زیرا شهریار ذات و هستی خود را تنها به یاری موجود دیگری می تواند درک کند و تنها از این راه به وجود و خودی خود پی می برد. سلاح شهرزاد در این پیکار کلام او است. در واقع مبنای کتاب هزار و یک شب بر گفتگو میان شهرزاد و شهریار استوار است.  گوته «خود را به کرات و با رغبت تمام از نظر سخن‌سرائی با شهرزاد سنجیده» است.

  • ۱۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۸
  • سَرو سَهی