حکایتِ هزار و یک‌شب

حکایتِ هزار و یک‌شب

هزار و یک شب، هزار و یک قصّه بشنوید:

در کانالِ «شهرزادِ قصه‌گو»👇🏻

T.me/ShahrzadeQessegoo

سایت:
www.ShahrzadeQessegoo.ir

پیوندها

۱۵۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هزار و یک‌شب» ثبت شده است

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! ضوءالمکان گفت: چون از جهاد بازگردم پاداش نیکو به تون‌تاب دهم. پس ملک شرکان از این سخنان دانست که خواهرش نزهت‌الزمان هر چه گفته راست بوده است. ولی واقعه‌ای که در میان ایشان روی داده بود پوشیده داشت و به وسیلۀ حاجب شوهر نزهت‌الزمان او را سلام فرستاد و نزهت‌الزمان نیز برادر را سلام فرستاد. پس شرکان نزهت‌الزمان را پیش خود خواند و او احوال دخترش قضی‌فکان را بازپرسید...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۲۳
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! ملک ضوءالمکان خراج دمشق را به سپاه پخش کرد و هیچ‌چیز بر جا نگذاشت و امرا زمین را بوسیده ملک را ثنا گفتند و به خیمه‌ها بازگشتند. چون روز دیگر شد، ملک سپاه را به مسافرت مأمور ساخت. سه روز سفر کردند. روز چهارم به بغداد درآمدند. دیدند که شهر را زیور بسته‌اند. ملک ضوءالمکان به قصر پدر رفته ...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۰۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۳۴
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! ملک گفت: صفیه را با کنیزکان ببر تا تحصیل کند و رجال‌الغیب از خدا دعوت نمایند که خدا فرزندانش را به سوی او بازگرداند. عجوز گفت: نکو گفتی! و قصد بزرگ عجور هم بردن صفیه بود. چون عجوز را هنگام رفتن رسید گفت: ای فرزند! اکنون نزد رجال‌الغیب روانه‌ام، صفیه را حاضر گردان...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۵۲
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! وزیردندان با ضوءالمکان گفت که: ملک به روزه گرفتن مشغول شد و عجوز از پی کار خویش برفت. چون ملک روزۀ دهۀ نخستین به انجام رسانید، روز یازدهم کوزه را گرفته مهر از او برداشت و هنگام افطار آن را بنوشید. در دلش حالت تازه یافت و کار نیکویی ملاحظه کرد. چون دهۀ دوم ماه شد، عجوز بیامد و لقمۀ حلوا با خود بیاورد ...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۱۴
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! شافعی گفته است که: می‌خواهم هیچ از عامی که از من آموزند به من نسبت ندهند و شافعی گفته است که: با هیچ‌کس مناظره نکردم مگر آن‌که دوست داشتم که خدا او را توفیق دانستن حق بدهد و حق را بدو آشکار کند؛ چه در زبان من و چه در زبان او...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۱
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


نتیجه گیری: با توجه به اینکه هزار و یک‌شب کتابی است ترکیب شده از آداب و رسوم و فرهنگ ملل مختلف هند، ایران، عرب، یونان و ... بنابراین ریشه و عوامل زن ستیزی در این اثر را باید در فرهنگ و عقاید ملل مشرق زمین جست. در آیین هندو، بودایی، زرتشتی و اسلام اگر چه زن در ظاهر ارج و مقام والایی دارد اما در عمل ارزش چندانی ندارد و در ادبیات و فرهنگ این ملل، زن موجودی است پست و ضعیف، حیله‌گر، شهوت‌ران، خیانت‌کار، بی‌وفا و سست‌عهد. زنی که به دلیل توان جسمانی ضعیف تر، از نظر فکری و ذهنی نیز ضعیف تر تصور می شود. در نگاه تک بعدی مرد سالار این جوامع، زن موجودی منفعل و مغلوب است که برای مرد آفریده شده و از خود هویتی مستقل ندارد.

بر خلاف آنچه اغلب تصور می شود زنان هزار و یک‌شب فقط زنان حیله‌گر و نیرنگ باز نیستند بلکه در هزار و یک‌شب با شخصیت های متنوعی از زنان روبروی می شویم، زنان پرهیزکار، زنان مدبر و باهوش، زنان عاشق، کنیزها، عجوزها، زنان ساحر و ... آنچه باعث شده است همه زنان هزار و یک شب حیله گر و منفی دانسته شوند، این است که تمام شخصیت های زن این داستان ها، به نوعی از هوش و درایت بیشتری نسبت به مردان برخوردارند و برای هر مشکلی چاره‌ای دارند. از آن جایی که ما میراث بر جامعه ای هستیم که در آن عقل مذکر حکومت کرده است بنابراین شگفت نیست که تاریخ و فرهنگ و ادبیات ما هم نگاه و اندیشه ای مردانه داشته است. در هزار و یک شب، زن یا فعال است که در آن صورت موجودی است حیله گر و خبیث و لکاته یا موجودی منفعل که در آن حال زیباست و خواستنی و اثیری. در جامعه مردسالار و با تفکر مردانه که زنان از نازل ترین شأن شخصیتی و اجتماعی برخوردارند و از حضور در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی محروم اند، زنی که شاهد خیانت شوهر و نادیده گرفتن خود از سوی او است، زنی که این چنین در مکتبی خوار می شود، طبیعی است که به دنبال راه های گریز و نجات خود به شیوه های مختلف است. بنابراین در بسیاری از موارد زایش زن فریبکار نتیجه و فرایند جور و ستمی است که جامعۀ مرد سالار و نظام ارزش های ظالم آن بر زن تحمیل می کند. پایان./

 

مقاله‌های خود را به نشانی shahrzadeqessegoo@gmail.com ارسال کنید.

  • ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۰
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! کنیز پنجم با ملک نعمان گفت که: موسی علیه‌السلام به نزد شعیب رسید و خوردنی از بهر شام آماده بود. پس شعیب با موسی گفت: همی خواهم که مزد آب کشیدن تو بدهم. موسی گفت: من از خانواده‌ای هستم که عمل آخرت را به متاع دنیا نفروشند و به زر و سیمش ندهند. شعیب گفت: ای جوان! تو مرا مهمان هستی، عادت من و پدران من این است که مهمان گرامی بدارند. پس ...

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۱
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


عوامل زیست شناختی: دومین گام در بررسی ریشه های زن ستیزی، عوامل زیست شناختی است. در سرتاسر تاریخ، اختلاف زیست شناسی دو جنس مذکر و مونث و تقسیم کاری که بر این اساس مبتنی است، یک ضرورت اجتناب ناپذیر بوده است. به نظر می رسد که فیزیولوژی ضعیف تر زنان و دگرگونی روانی و زیستی آنها موجب شده است که آنان در نیروی کار به عنوان یک عضو غیر مفید فعالیت کنند. مادری زنان مکان اولیۀ زنان در حوزه ی خانگی را تعیین می‌کند و مبنایی را برای تفکیک ساختاری بر اساس عوامل زیست شناختی را به وجود می‌آورد، فرودستی زنان نتیجۀ تقسیم بندی جهانی به حوزۀ عمومی و خصوصی است که ریشه در روابط اجتماعی مادریِ زنان دارد و از طریق این روابط بازتولید می شود. البته ضعف جسمانی زن هرگز او را از انجام کارهایش باز نداشته است. همان طوری که در جوامع ابتدایی باستانی، حجم کاری که به وسیلۀ زنان انجام می شده، همیشه قابل ملاحظه بوده و ادارۀ خانواده و قبیله بر عهده آنان بوده است.

فمینیست ها، در تلاش برای رهانیدن زنان و برای تساوی حقوق آنها، بین جنسِ زیست شناختی و جنسیت اجتماعی تفاوت قائل می شوند. «جنس» واژه ای است که به تفاوت های زیست شناختی میان زن و مرد اشاره دارد. اما «جنسیت» مسئله ای است فرهنگی و مربوط به اجتماع و جامعه. بنا به نظر سیمون دوبووار که «آدمی زن زاده نمی شود، آدمی زن می شود»، موقعیت فرودست زنان یک امر طبیعی یا زیست شناختی نیست بلکه جامعه آن را به وجود آورده است. در واقع با گذشت زمان، وقتی که انسان ها متوجه شدند که پدر حامل اولیه تکوین یا علت اصلی تولید نسل است، مادر را فراهم آورنده صرف ماده که باید فقط صورت و تعیین به خود بگیرد، تصور کردند و این چنین بین خود و دیگری (زن) تفاوت و برتری قائل شدند و در تفکر و جامعه ای که قائل به تفاوت باشد، هرگز برابری وجود نداشته بلکه تنها تسلط و تسلیم موجود است. در چنین جامعه ای، مرد نگرنده است و زن نگریسته و نگاه همیشه از جانب کسی اعمال می شود که قدرت را در دست دارد. در جامعۀ مرد سالار، زنان لعبتی می شوند پیش نگاه مردان و ابزاری می شوند که مناسبات مرد سالار جامعه را باز تولید می کنند.

  • ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۰
  • سَرو سَهی

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! کنیزک با ملک نعمان گفت که: خواهر بشر حافی نزد احمدبن‌حنبل رفت و گفت: ای پیشوای دین! ما طایفه‌ای هستیم که شب‌ها پشم همی ریسیم و روزها صرف معاش کنیم و بسیار شب‌ها به فراز بام نشسته‌ایم و مشعل‌های بزرگان بغداد بر ما پرتو همی اندازد و ما به روشنایی آن چرخ می‌ریسیم. آیا این بر ما حرام است یا نه؟

ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید.

  • ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۴
  • سَرو سَهی

نویسندگان: حسین حسن‌پور آلاشتی، سوگل خسروی


ریشه های زن ستیزی در تفکر جامعه یونانی: در هزار و یک شب، قصه هایی وجود دارد که ظاهراً بازمانده داستان ها و تمثیل هایی از ادبیات یونانی و رومی است. گالان نخستین کسی بود که به این مسئله توجه کرد و مقابله سندباد را در سفر سوم او با غولی که چشمانش را کور می کند، بازتاب حادثه ای از حماسه ایلیاد دانست که در آن اودیسیوس با غولی به نام پلیفموس به مبارزه بر می خیزد. زنانگی از همان مبادی اندیشه یونانی، پیوندی نمادین با چیزی که تصور می رفت عقل پشت سر گذاشته باشد داشت و از همان آغاز هر آنچه باید در راه پرورش عقلانیت زیبنده فرهنگ به دور ریخت، پیوندی نمادین با زنانگی داشت. در ابتدای عصر ترقی یونان، زن از نظر اخلاق و حقوق قانونی و رفتار اجتماعی در اوج بدبختی و تیره روزی به سر می برد و هیچ گونه ارج و مقام اجتماعی نداشت و در تفکر یونانیان، هم چون یهودیان، زنی به نام «پاندورا» سر چشمۀ همۀ دردها و مصیبت های انسان و بشر است.

  • ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۳
  • سَرو سَهی